مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
784
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
ذى المقدمه ( واجب ) نيز محقق مىگردد ، خواه قصد انجام ذى المقدمه و وصول به آن شده باشد يا نه . توضيح : يكى از ديدگاههاى موجود درباره مقدمه واجب ، اعتقاد به وجوب مقدمه موصله است . اين نظر مربوط به مرحوم « صاحب فصول . وى معتقد است مقدمهاى واجب است كه ايصال خارجى به ذى المقدمه داشته باشد و صرف قصد ايصال ( قصد توصل ) كه نظر مرحوم « شيخ انصارى » است در وجوب آن كافى نيست ؛ بنابراين ، مقدمهاى واجب است كه داراى عنوان « ايصال » باشد ؛ يعنى در خارج برآن ذى المقدمه مترتب شود ، بهگونهاى كه اگر مقدمه در خارج انجام شد نمىتوان گفت آن مقدمه ، واجب است ، بلكه اگر ذى المقدمه تحقق پيدا كرد ، از وجوب مقدمه كشف مىكند ، و گرنه از عدم وجوب مقدمه كاشف است ؛ براى مثال ، اگر پس از وضو نماز انجام نشد ، معلوم مىشود كه آن وضو واجب نبوده است . نكته : تفاوت مقدمه توليدى و موصله در اين است كه با انجام مقدمه توليدى ، ذى المقدمه بهطور قهرى و غير ارادى محقق مىشود ؛ براى مثال ، با قطع چهار رگ گردن حيوان حلال گوشت با همه شرايط ، ذى المقدمه كه تذكيه است ، بهطور قهرى حاصل مىشود ؛ به خلاف مقدمه موصله كه اگر انجام بگيرد ، ممكن است ذى المقدمه آن بهطور ارادى ( نه غير ارادى و قهرى ) به وجود آيد ، كه در صورت تحقق ذى المقدمه ، به مقدمه آن ، موصله اطلاق مىشود ؛ براى مثال ، با گذاشتن نردبان براى رفتن به پشتبام ، بالا رفتن به پشتبام قهرى نيست ، بلكه اين عمل در صورتى كه شخص آن را اراده نمايد حاصل مىگردد . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 286 . عراقى ، ضياء الدين ، منهاج الاصول ، ج 1 ، ص 299 و 301 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 340 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 271 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 521 . حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ص 294 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 261 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 232 . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 166 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص ( 259 - 258 ) . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 265 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 5 ، ص ( 470 - 420 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 332 . مقدمه واجب بحث از وجوب يا عدم وجوب شرعى مقدمه امر واجب مراد از مقدمه واجب ، ثبوت ملازمه شرعى بين حكم واجب و مقدمه آن است ؛ به اين بيان كه در ملازمه عقلى ميان وجوب شىء و مقدمه آن ترديدى نيست ؛ براى مثال ، عقل ميان رفتن به بام ساختمان بلند و لزوم استفاده از وسيله بالابر مناسب براى اين كار ، ملازمه مىبيند ، اما سخن درباره ملازمه شرعى ميان واجب و مقدمه آن ، مانند نماز و وضو ، است كه آيا وجوب شرعى نماز به وضو نيز كه مقدمه آن است سرايت مىكند تا وضو هم به عنوان مقدمه ، واجب باشد يا نه . در اينباره ديدگاههاى متفاوتى وجود دارد ؛ برخى ، ملازمه را نپذيرفته و برخى پذيرفتهاند . گروه دوم نيز در موارد زير با هم اختلاف دارند : أ ) در مورد اطلاق و اشتراط وجوب مقدمه : 1 . برخى مانند مرحوم « صاحب كفايه » معتقدند كه وجوب مقدمه از نظر اطلاق و اشتراط ، تابع وجوب ذى المقدمه است ؛ 2 . برخى مانند مرحوم « صاحب معالم » معتقدند وجوب مقدمه به اراده انجام ذى المقدمه ، مشروط است ؛ يعنى اگر كسى اراده انجام مقدمه را داشت ، وجوب ذى المقدمه به مقدمه سرايت مىكند . ب ) در مورد معروض وجوب ؛ يعنى بنا بر وجوب مقدمه ، چه چيزى واجب مىشود ؛ ذات مقدمه يا مقدمه مشروط به قيد : 1 . برخى مىگويند : ذات مقدمه واجب نيست ، بلكه مقدمهاى كه همراه با « قصد توصل » به ذى المقدمه باشد وجوب دارد ؛ براى مثال ، اگر مكلف به قصد انجام نماز واجب وضو بگيرد ، اين وضو نيز واجب مىشود ، اما اگر به قصد ثواب وضو بگيرد ، واجب نيست ، هرچند مىتواند با آن ، نماز بخواند ، و در جايى كه وضو را به قصد اقامه نماز واجب مىگيرد اگر مانعى پيش آيد و او نتواند با آن وضو اقامه نماز كند ، به واجب بودن آن خدشهاى وارد نمىشود ( ديدگاه منسوب به « شيخ انصارى » ) ؛ 2 . برخى ديگر مقدمهاى را واجب مىدانند كه داراى عنوان ايصال باشد ( مقدمه موصله ) ؛ يعنى پس از مقدمه ، ذى المقدمه نيز انجام گيرد ، اما اگر ذى المقدمه رخ ندهد آن مقدمه واجب نيست ( نظر « صاحب فصول » ) ؛ 3 . مشهور علما ، همچون مرحوم « آخوند خراسانى » معتقدند ذات مقدمه ، بدون قيد و شرط واجب است . نكته : در اينكه اين مسئله ، فقهى است يا اصولى و يا كلامى ، و اينكه از مباحث الفاظ است يا از مباحث عقلى ، اختلاف وجود دارد . خمينى ، روح الله ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 323 . خمينى ، روح الله ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 198 .